شنبه 17 خرداد 1393

گونه هایت را برای دست هایم می خواهم
پیشانی ات را برای لب هایم
خودت را برای زندگی ام
می بینی ؟
برای خودم هیچ نمی خواهم !
نظرات شما عزیزان:
mar♥jan 

ساعت17:48---20 خرداد 1393
به سلامتی دختری که ...
میتونه هر روز و هر شب...
بره و با دوستاش خوش بگذرونه...
میتونه تنهاییش رو با مهمونی و...
دور دور کردن و ...
هزار تا کارِ خوب و بدِ دیگه...
پُر کنه...
اما...
وقتی میدونه عشقش حساسه و ناراحت میشه...
همه تنهایی هاشو روی هم جمع میکنه..
و یه دفعه با دیدنِ عشقش و...
بیرون رفتن باهاش ...
از دلش پاک میکنه...
میتونه هر روز و هر شب...
بره و با دوستاش خوش بگذرونه...
میتونه تنهاییش رو با مهمونی و...
دور دور کردن و ...
هزار تا کارِ خوب و بدِ دیگه...
پُر کنه...
اما...
وقتی میدونه عشقش حساسه و ناراحت میشه...
همه تنهایی هاشو روی هم جمع میکنه..
و یه دفعه با دیدنِ عشقش و...
بیرون رفتن باهاش ...
از دلش پاک میکنه...
.
گاهی برای او چیزهایی می نویسی
چیزهایی می نویسی ، بعد پاک می کنی
پاک می کنی
او هیچ یک از حرف های تو را نمی خواند
اما تو تمام حرف هایت را گفته ای . . .
گاهی برای او چیزهایی می نویسی
چیزهایی می نویسی ، بعد پاک می کنی
پاک می کنی
او هیچ یک از حرف های تو را نمی خواند
اما تو تمام حرف هایت را گفته ای . . .

نويسنده : علی69-نازکیجا
